بازگشت به صفحه اصلى







اسلام شناسى جلد ٢



مقدمه اى در اسلام شناسى
(ج ٢)
چاپ اول: ١٩٨٦، آلمان
چاپ سوم: ١٩٩٩ ، آلمان

فهرست مطالب



٥ ـ ٧ مقدمهء چاپ سوم
٨ اشاره
٩ ـ ١٠٣ مطالب عمومى
در باره ء اهميّت اين بحث و علل تأليف كتاب (٩ ـ ١٥)؛ در باره ء ارتدادقبايل عرب پس از مرگ حضرت محمد (١٦ ـ ١٧)؛ «امّى» بودن پيغمبر(١٧ ـ ١٩)؛ شك كردن عُمر در پيغمبرى محمّد (١٩ ـ ٢٠)؛ بيعت حضرت على با ابوبكر (٢٠ ـ ٢٢)؛ تعداد اندك طرفداران على در ماجراى «سقيفه» (٢٢ ـ ٢٣)؛ثروت هاى عبدالرحمن بن عوف (٢٤ ـ ٢٥)؛ زميندارى و پديده ء اجاره و مزارعه درجامعه عربستان (٢٥ ـ ٢٦)؛ ازدواج حضرت محمّد با عايشه (٢٧ ـ ٢٨)؛ بحث و انتفاد در محتواى قرآن در زمان محمّد و عُمر (٢٨ ـ ٣٥)؛ زنادقه و متفكران ضداسلامى در عصر عباسيان (٣٦ ـ ٤٦)؛ امامان شيعه در عصر امويان وعباسيان (٤٦ ـ ٤٨)؛ امام حسين و معاويه (٤٨-٤٩)؛ نگاهى تازه به «قيام امام حسين» و واقعهء كربلا (٤٨ ـ ٥٣)؛ در باره ء خالدبن وليد يا «شمشير خدا»(٥٥ ـ ٥٧)؛ حضرت محمد در برخورد با اشراف قريش و بني اميّه (٥٧ ـ ٦٦)؛ املاك خصوصى پيغمبر (٦٦)؛ حضرت محمد و على در برخورد با عثمان (٦٦ ـ ٧٢)؛منزلت طلحه و زبير در پيشگاه محمد و على (٧٢ ـ ٧٤)؛ مالكيت در اسلام وروشنفكران اسلامى ايران (٧٥ ـ ٧٨)؛ جنبش خوارج (٧٨ ـ ٨٩)؛ در باره ءاملاك وثروت هاى امام على (٩٠ ـ ٩٩)؛ نكاتى در باره ءحضرت على و اقدامات اجتماعى او (٩٩ ـ ١٠٣)
١٠٥ ـ ١١٥ منابع و مآخذ
١١٧ ـ ١٢٦ نامنامه



مقدمهء چاپ سوم


گرايش به مذهب از ديرباز، با نيازهاى روحى، عاطفى و اخلاقى انسان ها پيوند داشته است. در واقع انسان ها از طريق مذهب كوشيده اند تا به بسيارى از مسائل وجدانى، متافيزيكى و اخلاقى خود پاسخ دهند، اما توضيح همه پديده هاى اجتماعى ـ از جمله آزادى، دموكراسى و سياست ـ در پرتو دين و اعتقادات مذهبى، جامعه ها را همواره با بحران هاى عظيم روبرو ساخته است زيرا اگر چه دين از زندگى انسان ها جدا نيست، اما زندگى انسان ها در دين خلاصه نمى شود.

بررسى انتقادى هر دينى، همواره با مخالفت هاى پاره اى از پيروان يا معتقدان آن، روبرو بوده است و در آنجا كه مؤلف با تكيه بر عقل نقاد، كوشيده تا افسانه ها و خرافات رايج دينى را نقد و بررسى كند، اين انتقادات و مخالفت ها دوچندان بوده اند.

بررسى انتقادى تاريخ اسلام نيز از اين مخالفت ها و انتقادات بركنار نبوده و نخواهد بود زيرا آن كس كه عقل را پايه بررسى ها و داورى هاى خود قرار مي دهد و آن كس كه با تكيه بر ايمان، هرگونه شك و ترديد در روايات موجود دينى را «گناه كبيره» مى داند، منطقاً به نتيجه گيرى هاى متفاوت و غالباً متضاد خواهد رسيد.

... و اين چنين است كه كتاب كوچك «اسلام شناسى» نيز از آغاز انتشار خود (در فروردين ماه ٥٧) بعنوان يك كتاب «نامتعارف»، با ايرادها و انتقادات چندى روبرو گرديده كه آخرين آنها، ايرادها و انتقادات مندرج در نشريات سازمان مجاهدين خلق است كه پاسخ به آن ها، موضوع و محتواى كتاب حاضر را تشكيل مى دهد. كم و كيف اين پاسخ ها اگر چه گاهى كتاب را از جدال منطقى به «جدال با مدعى» كشانيده و از خصلت علمى بحث ها كاسته است، اما اميدوارم كه اين بحث و بررسى ها داراى آگاهى هاى مفيدى در باره ء تاريخ اسلام باشند.

ناپلئون مى گفت: «تاريخ، هيچ چيز نيست بجز دروغ هاى مورد اتفاق همه».

ما، با اين نظر (كه گويا نظر گروهى از معتقدان به اسلام نيز هست) اساساً مخالفيم و از اين رو، اميدواريم كه بررسى تاريخ اسلام در اينجا بعنوان «بى احترامى به عقايد مذهبى توده ها» يا «توهين به باورهاى مورد اتفاق همه» تلقى نگردد، بلكه با طرح يك بحث آزاد و روشنگر، در شناخت بهتر تاريخ اسلام بكوشيم. بررسى انتقادى تاريخ و تعاليم اسلام به ارتقا ء آگاهى و غناى حافظه تاريخى جامعه ما كمك مى كند و آنرا در برخورد با مسائل مذهبى ـ سياسى آينده، هوشيارتر خواهد ساخت. با چنين اعتقادى است كه ما معتقديم:

«آينده، برآيند ناگزير گذشته و حال است» «١»

استقبال خوانندگان گرانقدر باعث گرديده تا چاپ سوم كتاب حاضر با حروفچينى جديد و الحاقات و اضافات چندى منتشر شود، باشد كه چاپ جديد اين كتاب كوچك نيز مورد عنايت و استقبال قرار بگيرد.

على ميرفطروس اكتبر ١٩٩٨




١ ـ حلاج، چاپ چهاردهم، ص١٠.