سپيده
با طلوع نام تو
آغاز میشود
و درخت
از طنين صدای تو
سرشار ...
ای همه سرشاری و
سرود و
سپيده!
با من اگر هميشه شوی همراه
ما
حکومت ما
حتّی بر آفتاب
خواهد رفت
ما
حکومت ما
تا ...
در چشمهای شرقی تو
اينک
شعر شفيعی میشکفد
که آفتاب و آتش را
تفسير میکند
دستان تو
- ولی -
ابرازِ رازهای نهفته است
* * *
ای فصل مشترک!
ای دوست!
دستان مهربان ترا
در دستهای خاکی من
بگذار!
دستان ما
- دوباره -
واژهء پيوند را
بياد میآرند.
* * *
|