بازگشت به صفحه اصلى



سـهند!


کاشکی از قفسها می‌ جَستم
بر آسمان‌ها می‌رفتم
و در جمع مرغکان
بهوای سهند پر می‌گشودم
             ٭
ای که سرت در ابرها گـُم است
ای که ابروانت از هم نمی‌گشايد
بسان آذرخش می‌غـّری
و اشک از چشم خود جاری می‌سازی
             ٭
من مثال کبوترها پر خواهم گشود
پابرهنه دشتها را در خواهم نورديد
و شيران را
از قفس‌ها خواهم رهانيد ...
برگردان: صديق
(برگرفته از: نشريهء سهند، شمارهء ١، بهار ١٣٤٩)


* * *