٭ برخلاف ارعاب روحی و شايعات هراسانگيز اصلاحطلبان مذهبی، استقرار «فاشيسم مذهبی» يا «حکومت طالبان» در ايران نه تنها غير ممکن است بلکه دولتهای غربی -و خصوصاً آمريکا- نيز حضور هيچ «
قذّافی شرور» و يا «
طالبان فاشيست» را در منطقه (و خصوصاً ايران) تحمّل نخواهند کرد. بنابراين: احتمال
انتخاب آقای احمدینژاد به رياست جمهوری، يک
انتحار ِسياسی برای رژيم اسلامی خواهد بود.
«صوفی نهاد دام و سرِ حُقّه باز کرد
بنيادِ مکر با فلکِ حُقّه باز کرد
فردا که پيشگاهِ حقيقت شود پديد
شرمنده رهروی که عمل بر مَجاز کرد».
تحريم گستردهء «انتخابات» رياست جمهوری توسط مردم و کشاندن آن به دورِ دوّم، بار ديگر ملّت ايران و خصوصاً روشنفکران و رهبران سياسی ما را در برابر يک آزمون دشوار و سرنوشتساز قرار داده است.
ُدورِ اوّل اين «انتخابات» در حالی به انجام رسيد که حتّی کانديداهای حکومتی (از آقای کرّوبی تا مُعين و رفسنجانی) تقلّبات آشکار، رأیسازیها و رقمپردازیهای بیشمار را تائيد کرده و در واقع، بطور مستند، علنی و آشکار، ماهيّت مشکوک و نامشروع اين انتخابات نمايشی را ابراز نمودهاند.
بر اساس اين تحريم ملّی، موازين غيردمکراتيک و تقلّبات گسترده است که بعضی از دولتهای غربی (خصوصاً آمريکا) انتخابات اخير را فاقد مشروعيّت و بیاعتبار دانستهاند ...
در چنين شرايطی از عدم مشروعيّت ملّی و بیاعتباری بينالمللی، جناحهای رژيم اسلامی -در يک اتحاد نانوشته و در يک غوغای عظيم تبليغاتی و جنگ روانی- ترس از
استقرار فاشيسم و هراس از
حکومت طالبان را تبليغ میکنند در حاليکه حتّی ابجد خوانان کلاس سياست نيز میدانند که با توجّه به شرايط ملّی و خصوصاً بينالمللی، تحقّق چنين احتمالی در ايران، نه تنها غيرممکن است بلکه دولتهای غربی و خصوصاً آمريکا نيز حضور هيچ «
قذّافی شرور» و يا «
طالبان فاشيست» را در منطقه (و خصوصاً در ايران) تحمّل نخواهند کرد. بنابراين:
انتخاب آقای احمدینژاد به رياست جمهوری، يک
انتحار سياسی برای رژيم اسلامی خواهد بود چرا که
آغاز رياست جمهوری وی،
پايان حکومت مُلاّها خواهد بود. لذا: «نامزدِ محبوب و مطلوب»، همان، حجّةالاسلام رفسنجانی میباشد.
با چنين درک درست و نقشهء حساب شدهای است که رهبران رژيم اسلامی، کسب اعتبار و مشروعيت ملّی و حصول به مصونيّت بينالمللی را تنها در گروِ
شرکت هر چه گستردهتر مردم در «انتخابات» رياست جمهوری میدانند.
... و اينچنين است که چه «اصلاح طلبان ديروز» و چه «مصلحت طلبان امروز»، «
عاليجناب سرخپوش» (حجةالاسلام رفسنجانی) را به مثابهء «
ناجی» معّرفی میکنند تا با کسب بيشترين آرای مردم، ضمن احراز مشروعيّت رژيم اسلامی در ُدورِ دوم، بار ديگر، «
حماسهء دوم خرداد»!! را تجديد و تکرار نمايند ... و دريغا که گروهی از نويسندگان، هنرمندان و روشنفکران ما (که ديروز با حمايت بيدريغ از «خاتمی»، ملّت ما را به ناکجا آبادِ «اصلاحطلبان دينی» سوق داده بودند) امروز نيز به اين «
ارکستر بیشکوه» پيوستهاند!
فردا که پيشگاه حقيقت شود پـديد
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ارعاب روحی، جوّسازیها و شايعهپردازیهای وحشتانگيز رژيم، در شرايطی اوج میگيرد که جنبش ملّی ايران در مشورت با شخصيتهای ملّی، موجّه و خوشنام، در تدارک تشکيل «
شورای رهبری نجات ملّی» است تا بعنوان يک
آلترناتيو سياسی، نماينده و سخنگوی جنبش آزاديخواهانهء ملّت ايران در سطح بينالمللی باشد، اين شورای رهبری، در مبارزه برای برکناری رژيم اسلامی، تعيين نوع نظام دلخواه مردم را به يک همهپرسی آزاد و دموکراتيک (زير نظر محافل بينالمللی) خواهد سپرد.
در اين شرايط حساس و سرنوشتساز، بر عهدهء رهبران سياسی، روشنفکران و دانشجويان آزاديخواه (و خصوصاً راديو- تلويزيونهای ملّی ما) است که با افشای ارعاب روحی، جوّسازیها و شايعهپردازیهای رژيم، جهانيان را از ماهيّت غيردموکراتيک و نامشروع اين به اصطلاح «انتخابات» آگاه نمايند.
چنين باد!
و اينچنين تر باد!
٣١ - خرداد ماه - ١٣٨٤